محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

53

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كه اين اسطوره از منابعى بر گرفته شده اصولى است كه زمانى اقوامى كه در مناطق كوهستانى و حاصلخيز ارمنستان مىزيستند و يا از آن تأثير پذيرفته باشد ، همچنين مىسزد كه اين امر از پرستش خداى با صفات و ويژگيهاى بركانى به آنان به ارث رسيده باشد ، كه پس از جاى گرفتن در سر زمين كنعان در صدد تحريف يا تبديل نامهاى سامى بر آمده باشند و يا دست كم واژگان سامى قريب المخرج از قبيل « آداد » ، « شداى » را تحريف كرده باشند و شايد لفظ « ال وه » نام باستانى خداى « يهوه » خداى ازلى « قينيان » باشد . . . همچنين برخى افراد مورد اطمينان قدمت اسطورهء توفان را - چنان كه در تورات آمده - به ريشه‌هاى « حورى » بر مىگردانند ، كسانى كه در روزگار حضرت ابراهيم [ سفر پيدايش 14 : 6 ] در فلسطين مىزيستند ، چنان كه به نقشهاى پراكندهء آنان در ميان تپهء الحريرى ( مارى كهن ) و « رأس شمرا ( اوگاريت ) » دست يافته‌اند كه ديرين‌ترين آنها همان است كه در « بوغازكوى » پايتخت حيثيان قديم در دل « اناضول » به دست آمده است كه بخش‌هايى از اسطورهء جلجاميش را نيز در خود دارد ، و زبان آنها - و يا لهجه‌اى منشعب از آن زبان - همان است كه در كشور « اورارتو / urartu » يعنى ارمنستان باستان رايج بود ، كه كوه‌هاى آرارات به روايت تورات به آنجا منسوب است « 1 » . در عين حال ما بدين سو متمايل هستيم كه داستان توفان - چنان كه در تورات آمده - در درجهء اوّل بر اسطوره‌هاى سومرى يا بابلى توفان ( در عراق باستان ) استوار است ، كه در اين باره به روشنى سخن خواهيم گفت . امّا پيش از آن چه بسا بهتر باشد كه به نقشى كه خيال يهوديان در دوران‌هاى اخير دربارهء حكايت توفان - به روايت تورات - بازى كرد اشارتى شود ، چنان كه آنان تفصيلات تازه‌اى - گاه تا حدّ غلوّ - بر آن افزودند و گاهى نيز به انواع زينتهاى بى پايه آن را آراسته‌اند و در بيشتر اوقات سعى كردند آن را از حقيقت هر چه دور تر جلوه دهند ، تو گويى به آنچه كه پيشينيانشان در مقام مسخ حقيقت اين قصّه - چنان كه خداوند بر كليم خود ، موسى ( ع ) نازل كرده بود - مرتكب شده بودند ، بسنده نكردند و آن روايات را با آنچه در عراق باستان - در روزگار واقعهء اسارت بابليان - از داستان‌هاى توفان يافتند در هم آميختند ، همان توفانى كه به روايت سومريان و بابليان پس از ايشان ، سر زمينشان را غرق كرد . يكى از آن آرايه‌هاى بى پايه

--> ( 1 ) . حسين ذوالفقار ، پيشين ، ص 15 و 16 ؛ O . R . Gurney , The Hittites ) Penguin Books ( , 1969 , p . 123 - 124 ; Andre Caquot , Mythologies des semites Occidentaux in Mythologies de la Mediterranee au Gange , Paris , 1963 , p . 92 .